|

اون که یه وقتی تنها کسم بود
تنها پناه دل بی کسم بود
تنهام گذاشت و رفت از کنارم
از درد دوری اش من بی قرارم
خیال می کردم پیشم می مونه
ترانه ی عشق واسم می خونه
دلم می خواد تا دووم بیارم
رو درد دوری اش مرحم بذارم
اما نمی شه ، راهی ندارم
نمی تونم من طاقت بیارم
تنها بودم ، تنهای تنها
تنها بود ، تنهای تنها
خدا اون بالا بالاها منتظرم بود...
ازم قول گرفته بود که به خاطر هدیه ی جدیدش شگفت زده شم
رفتم جلو...
یه گل گذاشتم تو دستاش
لبخند زد
چشام برق زد...
سریع برگشتم و تا آخر خودم دویدم
همه چیز ، همه چیزایی که گذشته بود مث برق از جلوی چشام رد شد...
همه ی اون دوستای قبلی
همه ی اون روزای بد بد...
دنبالم اومده بود
نفس نفس می زدم و به یه دیوار تکیه داده بودم
اومد دستم رو گرفت و گفت دیوارا اطمینان ندارن...
اونا رو بذار برای آدمای مغرور
برای آدم بدایی که چون ازشون فاصله گرفتی تنها شدن...
دلم می خواد به خودم تکیه کنی
خیلی مهربون بود، خیلی
دستاش نرم بود
همیشه بوی یاس می داد
همش مث چند ثانیه بود...
کوتاه کوتاه
اما قشنگ ، خیلی قشنگ...
دستمو که رها کرد یه لبخند سردی رو لباش بود
نمی خواست بره
باید می رفت
نمی خواست بگه
باید می گفت
گفت می رم
دستمو که رها کرد اشکاش روی صورتش جاری شدن
گلمو بهم داد
گفت امانتی ات مال خودت
وقتی رفت خوردم زمین
.
.
.
گفته بود : هیچی با خودم نمی برم
اما نفهمیده بود توی اون روزای قشنگ قشنگ یواشکی قلبمو گذاشته بودم تو جیبش
هنوزم وقتی اسمش می یاد چشام برق می زنه
تنهام...
تنها نیست...
ولی قسم خوردم به هیچ دیواری تکیه نکنم...
هنوز رد نگاهش رو همه گلا هست
هنوز بوی دستاش تو هوا هست
تکیه به یادش می کنم...
اگر چه من همیشه تنهام
تنهای تنها...
از همه اونایی که تا حالا با من بودن ممنون
شما خیلی دوستای خوبی بودین
ممنون
ممنون
ممنون
ازتون می خوام هر وقت این پستو خوندید فقط بهم بگید چه جور آدمی بودم؟؟؟
فک کنم به اندازه ی کافی برات خاطره گذاشتم
گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم
تقدیم به سپیدترین رویای یه شاعر
تقدیم به مهربون همیشگی دنیای من
تقدیم به سپیده...
یکی که همیشه دوستت داره
همون دختر احساساتیه که همیشه به یادته
Medium (Media) Blog
سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا!
دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
|